برچسب:
نویسنده: سینا زارعی
برچسب:
نویسنده: سینا زارعی
باران...نه...امشب دلم مهتاب می خواهد
باران را یک آدم بی تاب می خواهد
باور بکن این روزها حس نوشتن نیست
توصیف ابروهای تو اعصاب می خواهد
من با چه رویی رود باشم نازنین وقتی
نیلوفر چشمت مرا مرداب می خواهد
من آبهای شهر را گل می کنم ـ امروز
دنیای شعر و شاعری سهراب می خواهد
دیگر چه فرقی می کند یک تنگ با دریا؟
وقتی که یک ماهی دلش قلّاب می خواهد
مرتضی عابدپور لنگرودی
برچسب:
نویسنده: سینا زارعی
بگذار ببوسمت
نگران نباش -
کسی ما را نمی بیند ...
این شعرها
همه سانسور می شوند ...!
رضا کاظمی
برچسب:
نویسنده: سینا زارعی
ما چیزی نداریم زندگی بخواد ازمون پس بگیره... جز تکه ای آهن...
در کاهدان گشتی که سوزن پس بگیری؟
از شعلههای عشق خرمن پس بگیری؟
من کوه صبرم از تو اما آه کافیست
تا در تمام سال بهمن پس بگیری
در کورهی خودسوزی من ضربهها خورد
تا جای دل یک تکه آهن پس بگیری
تو میتوانی پنجره فولاد باشی
باید خودت را از تبرزن پس بگیری
من ریشههایم در سراب عشق خشکید
چیزی ندارم تا تو از من پس بگیری
مژگان عباسلو
برچسب:
نویسنده: سینا زارعی
ابــرها را
من در قاب پـــنجره نگذاشته ام که ...
بــردارم !
اگـــر آفتاب نمـــی تابد ...
تقصیــر من نیست !
با این همه
شـــرمنده ی تـــوام .
خانــــه ام در مرز خواب و بیداری است ؛
زیـــر پلک کابوس ها !
مـــرا ببخش اگـــر دوستت دارم ...
و کــاری از دستــم بر نمی آید !
رسول یونان
برچسب:
نویسنده: سینا زارعی
برچسب:
نویسنده: سینا زارعی
برچسب:
نویسنده: سینا زارعی
روزی چند بار دوستت دارم
یک بار وقتی که هوا برم می دارد، قدم میزنیم ...
وقتی که خوابم می آید، تو می آیی!
یک بار وقتی که باران ناز می کند ... دل ناودان میشکند ... می بارد.
وقتی که شب شروع میشود ... تمام میشود ...
یک بار دیگر هم دوستت دارم!
باقی روز را ...
هنوز را ...
افشین صالحی
برچسب:
نویسنده: سینا زارعی
من دل رفتن نداشتم
درخت خانه ات ماندم
تو
رفتن را
دل دل نکن!
ریزش برگهایم آزارت می دهد
محمد علی بهمنی
برچسب:
نویسنده: سینا زارعی
برچسب:
نویسنده: سینا زارعی
برچسب:
نویسنده: سینا زارعی
برچسب:
نویسنده: سینا زارعی
عشق
زبان مشترکی ست
اما
از لهجه ام می ترسم
مثل یک کارگر تحقیر شده ی افغانی!
زانیار برور
برچسب:
نویسنده: سینا زارعی
بچه که بودم
تو برای من
بادکنک بودی
و بعد
گل سرخی زیبا
در گلدان خانه
سرانجام تو کلمه
و من شاعر شدم
می دانم
فردا
تو قطاری مهربان خواهی شد
و مرا از اینجا خواهی برد.
رسول یونان
برچسب:
نویسنده: سینا زارعی
من صبورم اما
به خدا دست خودم نیست اگرمی رنجم
یا اگر شادی زیبای تو را
به غم غربت چشمان خودم میبندم
من صبورم اما
چه قدَر با همه ی عاشقی ام محزونم
و به یاد همه ی خاطره های گل سرخ
مثل یک شبنم افتاده ز غم مغمومم
من صبورم اما
بی دلیل از قفس کهنه ی شب می ترسم
بی دلیل از همه ی تیرگی رنگ غروب
و چراغی که تو را از شب متروک دلم دور کند
من صبورم اما
آه ، این بغض گران
صبر چه می داند چیست
حمید مصدق
برچسب:
نویسنده: سینا زارعی
من
روحم را
در شعرهایم می دمم
پروانه می شوند
تو
برای دفتر خاطراتت
پروانه خشک می کنی
احسان پرسا
برچسب:
نویسنده: سینا زارعی
برچسب:
نویسنده: سینا زارعی
شهرت شهرم اگر از بیستونش بوده است
جوهر شعر من از رنج و جنونش بوده است
شوکت دریا به موج و دولت باد از وزش ؛
در مقابل هیبت کوه از سکونش بوده است
برج و بارو گرچه در ظاهر شکوه قلعه هاست
اتکای قصر اغلب بر ستونش بوده است
هر کسی بر سیم آخر می زند فهمیده است
شور تار از پنجه های ذوالفنونش بوده است
هیچ چیز از رمز و راز آن نفهمید آخرش
هرکسی در عشق فکر چند و چونش بوده است
چشم من چون کشتی نوح است در آن پا گذار
جای بیرون منتها دریا درونش بوده است
اصغر عظیمی مهر
برچسب:
نویسنده: سینا زارعی
گیتار بده تا نت غم را بزنم
نت های ظریف زیر و بم را بزنم
حالا که تمام زخمه ها سنگینند
یک راه فقط مانده...رگم را بزنم
زهرا حقیقت
برچسب:
نویسنده: سینا زارعی
برچسب:
نویسنده: سینا زارعی
برچسب:
نویسنده: سینا زارعی
اگرچه دست و دلی سخت ناتوان دارم
تورا نمی دهم از دست، تا توان دارم
سری به مستی نیلوفران صحرایی
«دلی به روشنی باغ ارغوان دارم»
اگرچه مرده ای، ای عشق! نعش نامت را
هنوز هم که هنوز است بر زبان دارم
چراغ یاد تو را در کجا بیاویزم
کز این کبود نفس گیر در امان دارم؟
میان سینه من آتشی است چون فانوس
اگرچه خواستم این شعله را نهان دارم
عبدالجبار کاکایی
برچسب:
نویسنده: سینا زارعی
برچسب:
نویسنده: سینا زارعی
برچسب:
نویسنده: سینا زارعی
برچسب:
نویسنده: سینا زارعی
کسی نمیداند
جادهها برای چه طولانی اند
شب برای چه دراز
هوا چرا بارانیست
ایستگاهها چرا خالی ؟؟
کسی نمیداند
فصل ها
برگ ها
هفتههای هزار روزه
خوابهای هزار پاره
انفجارِ بی طنینِ یک بغض
چه ربطی به کوچه دارد
چه ربطی به انتظاری سوخته
به ابهامِ مرگ آورِ یک تاخیر
به حافظه ی خونینِ یک مسافر دارد
نیکی فیروزکوهی
برچسب: انتظاری,
نویسنده: سینا زارعی
ایکاش تو مرگ مرا آرزو کنی
یا دشنه ای در دل تنگم فرو کنی
چشمان تو آیه صبح قیامت است
پلکی بزن تا که مرا زیرو رو کنی
می خواهم از خاک تنم گِل بسازی و
دست مرا دسته دور سبو کنی
یک روز می رسد که نباشم و تو مرا
در حسرت خاطره ها جستجو کنی
خال لبت نقطه اوج خیال هاست
گر بوسه را مثل عسل در گلو کنی
قلب من و چشم تو از دست می روند
این هر دو را یک شب اگررو به رو کنی
گریان نبینمت که دلم پاره می شود
با خنده ات بکوش ، دلم را رفو کنی
حسن رفعت پور
برچسب:
نویسنده: سینا زارعی
هر روز که میگذرد
تکهتکهام میکند
مینشینم
تکههای خودم را جمع میکنم
کنار هم میچینم
میبینم تکهای گم شده
هر روز که میگذرد
سبکتر میشوم
زمانی اگر
تکههای گمشده را پیدا کردی
کنار هم بچین
او باید من باشم
باقی پازل بیمعنایی بود
که در آن
بازیگر و بازیچه را
از هم نمیشناختی.
شهاب مقربین
برچسب:
نویسنده: سینا زارعی
برچسب:
نویسنده: سینا زارعی